سلام خوبید ما هم بد نیستیم خدا رو شکر
دیروز که از محل کارم رفتم خونه با خودم گفتم یک ساعتی بخوابم پامو که از در تو گذاشتم گفتم خوب اول تدارک یه شام خوشمزه رو ببینم بعد بخوابم غذا رو که گذاشتم رو گاز گفتم خوب یه دستی به سر و روی خونه بکشم شیشه ها رو پاک کردم جارو زدم تی کشیدم لباسارو ریختم ماشین بشوره چند تیکه لباس بود اتو کردم دستشویی وحمام رو هم شستم خلاصه سماورو روشن کردم که آب جوش بیاد واسه چایی بعد ساعتو نگاه کردم ۸ شب بود شام آماده بود همسر گرامی تماس گرفتند که چی بگیرم بیارم من هم گفتم هیچی چند قلم و اسم برد گفتم نمیخواد گفت چرا نکنه خودت خریدی گفتم بله تشکر کرد و ۱۵ دقیقه بعد همسر گرامی اومد خونه و حسابی از بنده تشکر کرد
خدایی چه خونه ای شده بود خلاصه سرتونو درد نیارم شام و خوردیم و چایی و میوه راستی اینو نگفتم من به همسر مهربان گفتم چیزی نگیره ولی موز
گرفته بود میدونه من خیلی دوست دارم ولی دیشب خیلی شام خورده بودم نتونستم بخورم امشب هم خونه مادر همسر هستیم ولی فردا حسابشونو میرسم تا اینکه آماده شدیم برای خواب میدونید چیه من وقتی میخوابم موبایلمو میزارم کنارم تا صبح ده بار بیدار میشم و میخوابم که ببینم ساعت چنده همسر گفت دیگه این کارو نکن گوشی من که زنگ میزنه تو راحت بخواب خودم بیدارت میکنم الان سه روزه با
دستورالعمل آقای همسر بنده صبحا خواب میمونم
و دیر به محل کار میرسم صبح بیدار شدم دیدم ساعت ۶:۴۰ شروع کردم به قرقر کردن گفتم میگی بیدار نشو راحت بخواب حالا چی کار کنم خودت هم که خواب موندی خوابمون اینقدر عمیق شده این دو سه روز که دیگه صدای زنگ رو هم نمیشنویم همسرم بیدارشد و گفت سلام صبح بخیر تازه فهمیدم سلام نکرده بودم گفتم ببخشید سلام صبحت بخیر خدایی نگاه کن بازم خواب موندم ولی بعد از اینکه سرش قر زده بودم پشیمون شدم و معذرت خواهی کردم
سلام عزیزم! ممنون که بهم سر زدی و ج منو دادی.من بازم میام.اصلا فکر نکن من میرم و دیگه پیدام نمیشه.من وقتی از یه وبلاگ خوشم بیاد٬ دیگه اومده و ول کن نیستم.
عزیزم اگه خواستی منو لینک کنی با نام : ღ♥دختری با دامن حریر♥ღ لینک کن لطفا. من هم لینکت میکنم.فقط بگو با چه نامی؟!
*(درضمن ببخشید که من راحتم! اگه اشکال داره٬لطفا بگو تا درست کنم)
بازم بهم سر بزن لطفا چون خوشحالم میکنی
مرسی