ای روزگار

سلام حالتون چطوره ؟خوبید ؟<شکر ما هم بد نیستیم ؟هفته ای که گذشت مادر بزرگ همسرم که خیلی دوستش داشتیم از دنیا رفت اون هم تو بیمارستان و تنها.همون روز رفتیم ملاقات که گفتند حالشون بده تا رسیدیم گفتند تموم کرده ساعت ۱۲ ظهر-بیچاره سال گذشته داغ دو پسر و نوه که برادر همسر من باشه رو دید -دیروز هم خبر دار شدم برادر شوهر خاله عزیزم فوت شده به خاطر سکته قلبی تو ۱۰ دقیقه تو خونش .نمیدونم مردن چرا اینقدر راحت شده و زندگی اینقدر سخت من هم فعلا دارم آمپولامو میزنم روزی دوتا البته خودم گفتم دکتر گفت قرص گفتم که آمپول بهتره راستشو بخواید نمیتونم صبحها قرص بخورم -خدا همه رفتگان رو بیامرزه.آمین

سلام

سلام بعد از مدتها برگشتم با یه حال خراب سرماخوردگی واقعا مریضیه بدیه علل خصوص وقتی با آبریزش بینی همراه باشه

از شب یلدا تا به امروز که ۵ روز گذشته یکروزشو خونه خودمون بودیم شب یلدا رو و شب بعدشو خونه مادر همسرم بودیم از اونجا رفتیم خونه مامان خودم یه روزو نصفی اونجا بودیم چون این دو جا رو خیلی وقت بود که نرفته بودیم دلمون تنگ شده بود جمعه عصر در راه خونه خودمون بودیم که مادر همسر تماس گرفت و به همسرم گفت جاری گرامی بنده امشب میاد تهران فردا تونستید بیاید اینجا تماس تلفنی که تموم شد همسرم گفت بابا بزارید یه روزم خونه خودمون باشیم آخه وگفتم چه اشکالی داره خوب میریم چشمتون روز بد نبینه شب چنان سرمایی خوردم که نگو البته حس میکردم دارم سرما میخورم ولی خوب فکر نمیکردم یه دفعه حالمو بگیره .شبو تا صبح نخوابیدم آبریزش بینی داشتم و...تا صبح روز بعد که همسر مهربون رفت سر کارش و من هم خونه بودم تا عصر که اومدم خونه مادر همسر تا جاری محترم رو ببینم و تا حالا که در خدمت شما هستم لنگررو انداختیم اینجا پنجشنبه هم خونه دختر خاله همسر گرامی دعوتیم - هفته گذشته هم با یکی از همکاران قدیمی که حالا با هم دوستای خوبی شدیم قرار گذاشته بودم که رفتم اونو دیدم و خیلی خوشحال شدم از دیدنش